ای که روزا رو میخوابی ، از تو مهتاب , آسمونا !
واسه کی داری میتابی ! واسه من یا واسه اونا !
تویه هر قصه یکی هست ، که کتاب میشه به نامش!
یه عده میانو و میرن که بمونه قهرمانش !!!
واسه من یا واسه اونا ! مینویسی قصه ها تو !
کدوم از ما اگه باشیم ، میخرن نوشته هاتو !
میگه حرفاشو با قلبش ، پیر روزگار کشیده !
قلبی که یه عمره باته ! واسه اینو اون تپیده!
ای که میتپی بی وقفه ! تویه کالبد تنه من !
ای که میکوبی به ظرف ! سینه ی من !
ای که روزا رو میخوابی ، از تو مهتاب , آسمونا !
واسه کی داری میتابی ! واسیه من یا واسه اونا !
تویه هر قصه یکی هست ، که کتاب میشه به نامش!
یه عده میانو و میرن که بمونه قهرمانش !!!
واسه من یا واسه اونا ! مینویسی قصه ها تو !
کدوم از ما اگه باشیم ، میخرن نوشته هاتو !
واسه کی داری میتابی ! واسه من یا واسه اونا !
تویه هر قصه یکی هست ، که کتاب میشه به نامش!
یه عده میانو و میرن که بمونه قهرمانش !!!
واسه من یا واسه اونا ! مینویسی قصه ها تو !
کدوم از ما اگه باشیم ، میخرن نوشته هاتو !
میگه حرفاشو با قلبش ، پیر روزگار کشیده !
قلبی که یه عمره باته ! واسه اینو اون تپیده!
ای که میتپی بی وقفه ! تویه کالبد تنه من !
ای که میکوبی به ظرف ! سینه ی من !
ای که روزا رو میخوابی ، از تو مهتاب , آسمونا !
واسه کی داری میتابی ! واسیه من یا واسه اونا !
تویه هر قصه یکی هست ، که کتاب میشه به نامش!
یه عده میانو و میرن که بمونه قهرمانش !!!
واسه من یا واسه اونا ! مینویسی قصه ها تو !
کدوم از ما اگه باشیم ، میخرن نوشته هاتو !
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386  توسط نيما
|
